دانلود رایگان مقاله بررسی غزل های حافظ

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن دانلود رایگان مقاله بررسی غزل های حافظ :

بررسی غزل های حافظ

مقدمه
کتاب غزلیات حافظ شامل همه غزلهای اصیل است.حافظ غزلها و اشعار خود را در دو دوره زندگی یعنی در جوانی و پیری سروده است. اشعار دیگر حافظ قصیده ها,مثنوی ها ,قطعات و رباعیات می باشد که از آن میان چهار مثنوی :بیا ساقی,فقتنه روزگار,آهوی وحشی , است.

ششصد سال پیش اثر جاودانه ای به نام دیوان غزل حافظ به گنجینه فرهنگ و ادب فارسی افزوده شد. شعر حافظ از همان آغاز در ذهن مردم آنچنان مقبول افتاد.دیوان حافظ دایره المعارفی است از بهترین مضامین خلق شده شعراو غزل های پیش از او. گویی سلیقه ی هنرمندی که زیباترین گلها را از گوشه های بستان جمع آوری کرده و پس از شاداب نمودن آنها را بصورت دسته گلی بی نظیر و هماهنگ در کنار یکدیگر عرضه نموده است. در سال 1353 پس از آزمایشی که با انتشارات یک چاپ آزاد به عمل آمده است هنگامی که تدوین متن مستندی از غزلهای حافظ را آغاز کردم این کار را ساده می پنداشتم در آن موقع عکس نسخه مورخ 813 معروف به ایا صوفیه را در اختیار داشتم و فکر کردم همان متن را که قدیمیترین نسخه شناخته شده از دیوان حافظ است اساس قرار دهم و اشتباهات دستنویسی آن را به کمک نسخه های دیگر اصلاح کنم در جریان کار علاوه بر اشتباههای واضح ضبطهای نارسا نیز در این نسخه کم نیست و تغییر و تبدیلها به حدی میرسد که مسأله تدوین غزلهای

حافظ براساس یک نسخه واحد منتفی میشود.
از دیوان حافظ به سبب شهرت و رواج بسیار آن سخن فراوان در دست است که اغلب آنها در معرض دستبرد قرار گرفته و کلمات و ابیاتشان دچار تصرف و تغییر شد. یااز غزلهای مشهور دیگران اشعاری در آنها راه یافته ودرباره بعضی از ابیات و غزلهای او میان اهل ادب تفسیرها و تعبیرهای خاص رایج است. شعر عارفانه ی غزلهای حافظ در درمان روح افسرده مریدانش اثری معجره آسا دارند,با دوستان سخن می گوید و هر کس به اندازه درک و فهمش و یا احساس و عواطفش از غزلیات پر جاذبه و اندیشه های والای او می جوید و همیشه نوید روزهای خوش می دهد.

با استفاده از تجارب پژوهشگران در گزینش متن سه ملاک زیر در مد نظر قرار گرفته است:
ملاک اول در مورد هر نسخه کهن این برتری پذیرفتنی است که طبعاً هر نسخه خطی اشتباههائی را که در نسخه های بعدی رخ داده است در بر نمیگیرد اما این اندیشه که هر یک سال دیرینگی تاریخ کتابت هر نسخه آن را یک گام به گفتار اصیل حافظ نزدیکتر میسازد با توجه به داده هائی که از بررسی دقیق و مقابله نسخه ها به دست می آید. یک نظریه فراگیر نیست.
اصولاً بموازات توجه به تاریخ کتابت سواد و دقت و امانت کاتب نیز در ارزیابی اعتبار نسخه هامهم است این ویژگی سواد کاتب را نیز می توان از راه کم بودن اشتباهات دستنویسی او تشخیص داد.

ملاک دوم پذیرش ضبط اکثریت نسخه است.این ملاک پشتوانه ایجاد میکند که در بیشترین موارد رضایت بخش است.
ملاک سوم در تدوین غزلهای حافظ مربوط است به تشخیص سبک و اندیشه و بیان حافظ در آنسوی توجه به عدد و ارقام که بمنزله سنگ ترازوی ملاکهای اول و دوم است, داوری بر اساس ضابطه تشخیص سبک اندیشه و بیان حافظ که مسائل نقد ادبی را در برمی گیرد امری است بسیار دقیق و حساس و مستلزم آگاهی از زمینه ادب و فرهنگ عصر حیات حافظ. بخاطر پرهیز از دخالت دادن ذوق و سلیقه شخصی وبرای تصمیم گیری در گزینش از میان دو یا چند قرائت ظاهراً موجه لازم بود محکی برای تشخیص معین شود به همین منظور بر اساس متن موقتی که تهیه شده بود فرهنگ بسامدی واژگان غزلهای حافظ استخراج گردیدشاید ذکر مثالی درباره چگونگی استفاده از ضوابط روشنتر و گویاتر از توضیحات دیگر باشد در مصرع (بنال بلبل عاشق که جای فریاد است)که در چاپ 1320 علامه قزوینی(بلبل بیدل)آمده است.با استناد ملاکهای یاد شده معلوم میشود که عبارت (بلبل عاشق)ضبط اکثریت و اقدام نسخ است.

مختصری از شرح وحال حافظ
خواجه شمس الدین محمد حافظ به سال 792هـ0ق در شیراز از شهری که خاک از بوی عطر آمیزش عشق می روید و باغهای سر به آسمان کشیده شده به صاحبدلان درس ایستادگی وآزادگی می داد چشم به جهان گشود.

از دوران کودکی به اشعاری و غزلیات علاقه ی بسیاری داشت و محقق ها می گویند(حافظ بر تمام معلومات عصر خود احاطه داشته است و حافظ بهترین شاعر ایرانی است.)حافظ نه تنها از عواطف و احساسات لطیف و علایق دلپذیر انسانی سخن گفته بلکه دردهایی را که پیکر میهن از ضربه ی بی رحم تاریخ خورده است.

حافظ مردی عالم پر ادیب به علوم ادبی و شرعی و مصالح از دقایق حکمت و حقایق عرفان و با لاتر از همه اینها استعداد فوق العاده او به وی و تفکرات طولانی همراه با تخیلات بسیار باریک شاعرانه می داد وبا ذوق لطیف و کلام دلپذیر استادانه خود در می آمیخت و از آن میان شاهکارهای بی بدیل خود را به صورت غزل های عالی به وجود می آورد.

مطالعه حافظ در دیوان های شاعران پارسی گوی بسیار وسیع بوده است و او کمتر شاه و بیت و شاه غزلی را در زبان پارسی بی جواب گذارده است بهترین غزل های مولوی ,کمال,همام,اوحدی و سایر استادان بزرگ مورد استقبال حافظ قرار گرفته است.
دیوان حافظ مرکب است از پنج قصیده و غزلیات و مثنوی کوتاهی معروف به آهوی وحشی و ساقی نامه است.
بنابراین آنچه ظاهراً معلوم است حافظ در حقیقت از علمای عصر و مخصوصاً در شمار علمای علوم شرعی بوده از علم خود برای تشکیل مجلس بوده درس استفاده نمی کرد از راه وظیفه ی دیوانی ارتزاق می نمود و گاه نیز به مدح سلاطین در وقایع و غزل ها و مقطعات خود همت می گماشت ولی امروز او از پادشاهان عهد و محیط زندگانی اوچنان نبودند

دیوان حافظ به سبب شدت و رواج بسیار آن سخن فراوان در دست است که اغلب آنها در معرض دستبرد قرار گرفته است. کلمات و غزلیات و ابیاتش دچار تصرف و تغییر شده و یاحتی از غزل های مشور دیگران در آن راه یافته است.

خصوصیات فردی حافظ
برای شناخت کامل و دقیق شخصیت حافظ دو را بیشتر وجود ندارد. اول از طریق تاریخ درم از راه تعمیق و تحمیل اشعار او.
متأسفانه هیچ از یک از این دو راه روش مناسبی برای شناخت حافظ نیست درباره منابع تاریخی باید گفت که در منابع دسته اول تاریخی مطالب قابل استفاده چندانی به چشم نمی خورد در منابع دیگر یعنی کتب متفرقه که از نظر اعتبار با دسته نخست قابل مقایسه نیستند و زندگی و شخصیت حافظ در هاله ای از ابهام خرافات و افسانه پنهان مانده است.

درباره حافظ به قدری افسانه پردازی شده که بیان آن در حوصله ی این معقوله نیست.
برای نمونه می توان به ماجرای(شا خه نباتی)که برای او ساخته اند و مطلقاً دروغ و افسانه اشاره نمود. حافظ همسری داشته اما نام او شاخه نبات نبود. و اصلاً در هیچ کتابی نام او نیامده است.
به حافظ از دیدگاههای گوناگون نگریسته شده ولی تاکنون کمتر کسی او را از جهت درون مایع یعنی دو عنصر اصلی وجودی او ازهان و ادب و همچنین حکمت نگریسته است. به گفته استاد شهید مطهری از وقتی حافظ از هم تیپ های خود یعنی از عرفای ادیب جدا شده و به

دست ادیبانی افتاد که از اوفان سر در نمی آورند چنین وصفی در تفسیر او به وجود آمده است. در ادامه مشغولیت حافظ را محافظت در قرآن و ملازمت و احسان و بحت کشاف و مطالعه مطالع و مصباح تحصیل قوانین ادب و تجسس دواوین عرب یاد می کند که به واسطه آنها حافظ به جمع آوری اشعار خود موفق نگردید یعنی او اصلاً توجهی به جمع آوری غزلیات خود نمی کرد و حتی در پاسخ استادش که او را به این کار تشویق می کرد نابسامانی اوضاع و دشمنی مکر اهل زمانه را بهانه می آورد.اگر مدت سالهای سرودن غزل توسط او را چهل سال از 25 سالگی بدانیم و تعداد غزلهایی که بتوان به وی نسسبت را در 4951 غزل بگیریم و با تقسیم این مدت بر تعداد غزلها می فهمیم که در هر ماه یک غزل می سروده است.

دیوان حافظ
دیوان حافظ همان گونه که گفته شد که حافظ خود به جمع آوری اشعارش رغبتی بنابراین در زمان حیات وی دیوانش جمع آوری نشد این دیوان پس از مرگ حافظ مطابق اقوال تاریخی توسط جمعی از دوستان و مریدان او جمع آوری شد.
چه بسا اگر حافظ خود به جمع آوری اشعارش اقدام می نمود مجموعه اشعارش امروز شکل دیگری داشت و از قوت و چهره ای متفاوت برخوردار بود.
در اولین قرن 13 هجری تعداد غزلیات که در ابتدا نزدیک به 495 عدد بود به حدود 600 غزل رسید و پس از آن تا سالها به 1320و پس ا زآن یعنی زمان جمع آوری و تصحیح دیوان توسط مرحوم قزوینی و مرحوم غنی تغییر آن در تعداد آنها مشاهده نشد دیوان حافظ به

دلایل به چند نظیر شهرت و اعتقاد مردمان به آن در طول زمان از آسیب توسط جاهلان در امان نماند به طور مرتب بر اشعار وی افزوده می شد این روند جعل غزل به نام حافظ از زمان ما به خصوص دوره معاصر سرعت بیشتری یافته بود.

نسخه های فعلی دیوان حافظ به تصحیح قزوینی و غنی که ا زنظر تاریخی صحیح ترین نسخه موجود می باشد و شامل 495 غزل و سه قصیده و تعدادی رباعی و دو مثنوی و چند قطعه به صورت الحاقی می باشد. پس از ایشان نیز تعدادی حافظ پوهان اعلام تصحیح دیوان حافظ نمودند جالب است اگر بدانید بسیاری از غزلیات معروف منسوب به حافظ و این نسخه موجود نیست و نظیر غزل به مطلع(مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید) و با غزل دیگری به مطلع (ای دل غلام شاه جهان باشی و شاه باش) که هم اکنون در سنگ قبر حافظ هم موجود است در مورد جامع دیوان با جمع آوری دیوان حافظ قول مشهور این است که فردی بوده است که نام(محمد گل اندام)که هم درس حافظ بوده است در هفت نسخه نسخه خطی دیوان که دارای می باشد و آن هفت نسخه همه نسبتاً قدیمی تر و صحیح تر از آن چهار نسخه دیگری می باشد.

آنگاه مرحوم قزوینی به نقل مطلبی از تذکره ی شاه سمرقندی می پردازد که به نام جامع دیوان حافظ تسریع می کند و او نیز معتقد است که پس از حافظ معتقدان مصاحبان او اشعارش را تدوین می کند حافظ در غزل 163به مطلع (گل بی رخ یارخوش نباشد) می گوید:

با یار شکر بر گل اندام بی بوس و کنار خوش نباشد
ویا در غزل36 مطلع (گل در بر ومی در کف و معشوق به کام است)

اما بعید به نظر می رسد که گل اندام در زمان حافظ وجود داشته باشد حافظ در ادبیات فوق دست اشاره به او داشته باشد.
ممکن است که این نام به شکلی برگرفته از ادبیات مذکور ساخته و پرداخته ممکن است و ذهن افسانه پردازان باشد مانند: شاخه نباتی که از ابیاتی نظیر:
این عمر شهد و شکرکز سیقه می ریزد اجر معبریست کز آن شاخه نباتم دادند.

از سی سال پیش از این که کتابهای خارجی و عربی در اروپا چاپ می شد خریداری کرده به مطالعه یا به تماشای آنها خود را مشغول ساخته مخصوصاً دیباچه ما وتعلیقات آنها که نتیجه ی تحقیقات استادان بود بیشت مورد نظر و تماشای این بنده می شود و این کتابها در آن اوقات در نظر بنده از هر حیث چه از نظر تحقیق و چه از نظر زیبایی و قشنگی چاپ نسبت به کتابهای چاپی در ایران و هندوستان برتری زیادی داشت.و آرزو می کردند که ای کاش در ایران نیز کتابها را به همین سبک و سلیقه به چاپ می رسانند و انتظار آنرا داشتم که مبادا دانشمندان و متصدیان چاپ کتب این راه نوین را چیروی فرمایند متأسفانه خود این بنده آن اندازه نه استطاعت مادی داشتم و نه بضاعت معنوی. تا بتوانیم در این راه قدمی بردارمدتها با انتظار و حسرت گذرانده,تنها به جمع آوری اینگونه که کتابها و نسخه های خطی تا آن حدکه ثروتم اجازه می داد مشغول بودم ونظر به اینکه در زمان کودکی در مکتب خانه های قدیمی

نخستین کتابهای درسی که به دسته دادند گلستان و حافظ بدین مناسبت با این دو کتاب از همان کودکی علاقه پیدا کردم ومخصوصاً دیوان حافظ را همیشه همراه داشته و به این که معانی غزلیات او را نمی دانستم از خواندن آن لذتی می بردم و به گرد آوردن نسخه های دیوان حافظ چه ازچاپی و چه از خطی حرص زیادی داشتم.

از حسن اتفاق در همان ایام که این شور با این جنون در سرم بود و به حکم هر جوینده یابنده بالا نسخه هاب خطی به دستم آمد که از حیث تحریر بر دیگر نسخه هایی که دیده و شنیده بودم قدمی تاریخی داشت. به دست آوردن این نسخه که در نظر بنده بسیار نفیس و بی نظیر جلوه کرد مرا به اندیشه ای انداخت. این اثر گرانبها را که نفس پاک و موثر خواجه آن را از دستبرد حوادث طبیعی و غیر طبیعی محفوظ داشته و به طور امانت به دست من رسانده. باید کاری کرد که این امانت حوادث آینده موسوم و بدون آسیب بماند.
نخستین بار بود که دیوان حافظ چند تن اشعار متقدمین و معاصر حافظ مقابله ومقایسه کرد. چند تن غزل و ادبیات شعرای دیگر بود و تشخیص داده و با ذکرمدارک قید نمودم و غزلیات و اشعار دیگر در نسخه قدیمی نبود و مرده تردید بود و به عنوان ملحقات ضمیمه این دیوان حافظ آبانماه 1312انتشار یافت و بعد از پایان چاپ و انتشار معلوم گردید که واسطه بی اعتنایی رونویس نسخه و بی مبالاتی غلط گیر و حروف چین و عدم احتمال کامل این جانب تصحیح اغلاط اشتباهاتی که نسخه چاپی وی داده است.

بررسی از بعضی از غزلهای حافظ
مفاد بیت:وقتش خوش آن قلندر شیرینکار که با کفر عشق و زنا بر میان همچنان دامن پاک و صفای خاطر خویش را محفوظ داشت و در عین صنم پرستی , دلش با صمد بود
گفتم صنم پرست مشو با صمد نشین
گفتا به کوی عشق هم این و هم آن کنند
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت
شیوه (جنات تجری, تحتها الا نهار) داشت
نکات بیت:
عبارت در جنات تجری تحتها الا نهار از قرآن است. توصیف است که خداوند از بهشت کرده است. حافظ با اشاره به این عبارت قرآنی , تصویری از بهشت می دهد از حور و قصور بهشت,سرای عشق را به قصرهای بهشتی و خود او را به حور تشبیه کرده است. آنگاه خود را همانند نمونه عالی عاشقی و قلندری شعرهایش شیخ صنغان در نظر آورد.که زیر دیوار و روزن سرای معشوق افتاده به زواری و گریستن مشغول است و از دیده جویها روان ساخته چون نهرها که زیر دیوار قصور بهشتی جاریست و مرادش از این سیل اشک آنکه تخم مهر در دل معشوق بنشاند.
می گریم و مرادم از این سیل اشکبار تخم محبتست که در دل بکارمت

مفاد بیت:زیر دیوار سرای بهشت آسای آن یا حور سرشت ,جوانان (جنات تجری من تحتها الا نهار) چشم حافظ جویهای آب روان ساخته بود و سخت می گریست
سیل سرشک ما از دلش کین به در نبرد در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد
به می عمارت دل کن که این جهان خواب برآن سر است که از خاک ما بسازدخشت
نکات بیت:
خواجه در مصراع دوم تصویری ,غم انگیز ارائه می دهد و می گوید: حال که در دست چنین دشمن ویرانگری هستیم, گر غم خوریم خوش نبود, به که می خوریم.

حافظ باده را دوای درد غمناکی معرفی می کند در حقیقت مقصود اینست که جهان را و غم زندگی در این جهان را جز با بیخوشی و اندیشه نا کردن بدان نمی توان خوش به سر برد. اندیشه به جایی نمی رسد حاصل اندیشه اینست که می فهمی:این جهان خراب بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت ,خوب حالا چه از دستت بر می آید. می خواهی دنیا را خراب کنی,خودش خراب است.آب برآسمان پاشیده ای, اندیشمندان به اینکه از کجا آمده ام و چرا در این جهان هستم و حاصل از این آمدن و رفتن چیست؟ پرسشهای خیامی, هیچ گرمی را نمی گشاید پس خردمند اوست که اصلاً گرد اندیشه به این مسائل نمی گردد.
حدیث از مطرب و می گو و رازد هرکمتر جو
که کس نگشود ونگشایه به حکمت این معما را

مفاد بیت:
دل را به مستی و بیخبری از غم آزاد کن. به ذلال باده آبادش گردان,غم جهان مخور وبه مسأله هستی و حیات مندیش که این جهان خراب می خواهند ما را خاک کند و از خاک ما خشتها بسازد و خود را بدان ,عمارت کند بیشتر از آنکه اوست بگشاید,تو دستی بزند و خویش را برهان.
جایی که تخت و مسند جم می رود به باد
گر غم خوریم خوش نبود به که می خوریم
وفا مجوی ز دشمن که پر توی ندهد
چو شمس صومعه افروزی از چراغ کنست
نکات بیت:

بیت تأیید مضمون بیت پیش است. از دشمن,دوستی چشم مدار,که پرتوی ندهد تا آخر بیت به صورت تمثیل آمده است. چراغکنشت به شمع صومعه نور نمی دهد.
صومعه: عبادتخانه
مفاد بیت:
همچنانکه از کفر نور هدایتی به دین نمی تابد , از دشمن هم امید خیر نمی رود این جهان دشمن توست و از او دوستی انتظار مکن.

اشعار وغزلهای حافظ
از صدای دوست ندیدم خوشتر یادگاری که در این گنبد دوار بماند.

همه ی نویسندگان به خصوص شعرا سعیو کوشش داشته اند که تصویر و تجسم و تخیلات و عقاید درونی خود را با بهترین الفاظ و مناسبترین عبارات با رعایت قواعد ادبی و علی مصور و مجسم سازند.
هریک از نویسندگان نثری و نظمی که در علوم ادبی و قواعد معمولی معلومات و اطلاعات بیشتری باشند از عمده ی انجام این کار بهتر بر می آیند.
دانشمندان بر این نظر اعتقاد دارند که فن شعر از بزرگترین و مشکلترین متون ظریفه است که کمتر کسی توانسته است در این فن خود نمایی کندگذشته از اینکه معلومات زیادی لازم دارد.سبک و سلیقه خاصی می خواهد تا ذوق قریحه خدا دادی نبوده باشد.

همه فنون را با سعی وکوشش و ممارست می توان کم و بیش آموخت.جز شاعری که آموختنی نیست و محبت الهی است که در روز نخست در سرشت عده ای از افراد بشر ودیعه گذاشته شد و برای ظهور و بروز این قوه فطری مقدماتی که عبارت از تحصیل کمال و علوم ادیبه باشد لازم است و گرنه این ودیعه مانند دیگر ودایع مادی که در زیر خاک پنهان است و ظاهر نخواهد شد و اگر گاهی ظهوری پیدا کند ناقص و پایدار خواهد بود.هنگام نمایش توجه و استقبال همگانی را جلب نمود و مورد پسر واقع گردید باید محسنات لفظی و معنوی و قواعد شعری را کاملاً مراعاد نماید.

 

علاوه از همه این دقایق و قواعد که همه شعرای عالم و ادیب ملزم به رعایت آنها هستند یک نقطه دقیقتر و یک لطیفه باریکتر که اداراک آن ممکن و وصفش غیر مقرور است لازم است تا آن گفتارها مقدور طبع مردم صاحب نظر شود.
سعی و کوشش در انجام الفاظ و تلفیق عبارات و رعایت صنایع شعری و مراعات مقتضیات حال تأثیری در لطف کمال نداشته و مؤثر در شنوندگانی نثر افکار با برخورد توجه نمی سازد.و تا سخنگویی را در مکتب عشق نیاموزند سخنشان نکته ی موعظی نمی گیرد . بهترین گفتار و نیکوترین اشعار آن است که شنوندگان مؤثر و آنها را منقلب سازد گفتار و اشعاری در دلها جایگزین و دارای تأثیر خاصیت که از دل بردن است

حافظ که به گفته ی خودش چنان دلش از عشق زنده شد که هیچ گاه نمرده و نخواهد مرد و آتش عشق همیشه در دل او افروخته و دلهای افسرده و روشن می سازد.
این همه تحولات و انقلابات و فساد اخلاقی همگانی که بدانها اشاره خواهد شد و در وجود حافظ اندک تأثیر نکرده و او را از طرف حقیقت منحرف نکرده است.و زبان گویش را کوتاه ننموده و صراحت لهجه و شباعت الهی را از دست نداده و خود را از هر عواملی مجرد ساخته و تمام قید ها و علایق را دور انداخته خود را زنده ی عشق دانسته و مخالف این همه غارتگران و گردنگشان یا همه ی سفره نشینان نتوانست این آتش را فرو نشاند و این نور را خاموش سازد.

این است که حافظ را لسان الغیب باید گفت و او را موید الهی دانست. و از این جهت است که در گفتارهای حافظ اثر نیست که گفتارهای دیگران دارای این اثر نیست در حین هنگام است که او از اوضاع بدی خیری نمی بیند و استشمام رایحه ی حقیقت نمی کند.

لینک کمکی